حلال های آلی در صنعت رنگ و رزين

بسته به صنعت مصرف كننده حلال، كاربردي بودن حلال در وهله اول اهميت دارد؛

در صنعت رنگ حلال هاي آلي به عنوان حلال رقيق كننده رنگ و به عنوان حلال شست و شوي خطوط توليد يا محفظه هاي نگهداري رنگ استفاده مي شود. در صنعت توليد رزين برخي مواد مانند منومر استايرن به عنوان واكنش دهنده، برخي حلال ها مانند حلال هاي نفتي سبك و سنگين و تينر هاي كتوني و استري جهت رقيق سازي رزين هاي توليد شده و برخي حلال ها براي شست و شوي خطوط و رآكتور هاي توليد رزين استفاده مي شود. در صنعت رنگ و رزين مشتركاً قدرت حلالیت عامل تعيين كننده مناسب بودن حلال از نظر كاربردي است.

در ابتداي امر حلال بايد قابليت حل نمودن رزين را داشته باشد. حلال بايد نرخ تبخير مناسب و بوي مطلوب، سميت كم و پايداري مناسب نيز داشته باشد چرا كه بسياري از مصارف رنگ و رزين به مصارف خانگي و صنعتي كوچك ختم مي شود.

در كاربردي بودن يك حلال قدرت حلاليت آن مهمترين فاكتور انتخب حلال است. اينكه يك حلال چه مقدار از يك رزين را با چه سرعت و شرايط فيزيكي در خود حل كرده و پس از حل نمودن چه وسيكوزيته اي در حالت محلول ايجاد مي كند مي تواند به عنوان معياري از قدرت حلال در نظر گرفته شود. هرچند كه در كاربردهاي مختلف حلال وظيفه ي متفاوتي دارد همانطور كه در توليد فرضاً رنگهاي ساختماني حلال صرفاً رقيق كننده و در توليد رزين هاي شفاف پوشش دهنده حلال تنظيم كننده ويسكوزيته و تشكيل دهنده فيلم نازك پليمري است كه در اينجا مفهوم قدرت حلال متفاوت است.

حلال هايي كه گروه هيدروكسيلي در مولكول خود دارند خاصيت قطبي بيشتر و حلال هاي هيدروكربني برعكس با ثابت دي الكتريك بسيار كمتر ناقطبي محسوب مي شوند. حلال هاي قطبي رزين هاي قطبي و حلال هاي ناقطبي رزين هاي ناقطبي را در خود حل مي كنند. براي مثال رزين هاي نيتروسلولز در حلال هاي قطبي تر استري و كتوني حل شده و رزين هاي آلكيدي در حلال هاي ناقطبي هيدروكربني بهتر حل مي شوند؛ با اين حال برخي حلال ها در مخلوط حلال-رزين استفاده مي شوند كه خود به تنهايي قابليت حل كردن رزين را ندارند و به آنها غير حلال(Non solvent) گفته مي شود. دليل اينكه از اين حلال ها مي توان در مخلوط حلال-رزين استفاده نمود، فعل و انفعالات فيزيكي است كه بين حلال و رزين اتفاق مي افتد كه به آن هم حلالي(Co-Solvency)گفته مي شود.  قابليت استفاده از غير حلال در مخلوط حلال-رزين امكان كاهش قيمت مخلوط، تنظيم ويسكوزيته، تنظيم فشار بخار و ميزان تبخير، تشكيل فيلم، دانسيته و … را به مصرف كننده مي دهد. بر عكس آن افزودن مقدار زياد غير حلال يا غير حلال نامناسب به مخلوط باعث رسوب دادن رزين و يا كدر شدن آن شود كه دليل آن اثرات متقابل قوي بين دو حلال است كه از پيوند فيزيكي بين حلال و رزين جلوگيري كرده و باعث نامحلول شدن رزين مي شود.

حلال هاي صنعت رنگ و رزين “بر اساس عملكرد” به سه دسته عمده تقسيم مي شوند؛

1- حلال های فعال

حلال هاي فعال در واقع حلال اصلي است كه نقش حل كردن رزين يا پليمر را بر عهده دارد. اين حلال ها بطور عمده قيمت بالاتري دارند(كتونها، استرها و گلايكول اترها). اين حلال ها براي حل كردن رزين ها و همچنين رقيق نمودن مخلوط پوشش دهنده حياتي اند. هرچه حلال قوي تر باشد مي توان درصد كمتري از آن را در مخلوط پوشش دهنده استفاده نمود و حلال هاي ارزان قيمت رقيق كننده بيشتر اضافه نمود.

2- حلال های پنهان

اين حلال ها به تنهايي قدرت حلاليت بسيار پاييني دارند اما در مخلوط با حلال هاي فعال خواص حلاليت خوبي از خود نشان مي دهند. يعني در حالت مخلوط به نظر مي رسد كه به اندازه حلال پنهان حلال فعال به مخلوط اضافه شده است. الكلها حلال هاي پنهان خوبي هستند كه در كنار استرها، كتونها، گلايكول اتر ها و حتي حلالهاي فوراني مثل THF و آروماتيك مثل تولوئن همچون حلال فعال عمل مي كنند و قيمت كمتري از حلال هاي فعال دارند

3- حلال های رقیق کننده

اين نوع حلال ها به طور خالص، خود هيچ قدرت حلاليتي براي رزين ندارند و در افزودن به حلال هاي ديگر قدرت پنهان حلاليت از خود نشان نمي دهند اما با افزودن مقدار مشخصي از آن به مخلوط حلال مي توان ويسكوزيته، نرخ تبخير و قيمت را يا حلاليت در رزين هاي مختلف تنظيم نمود. حلال هاي رقيق كننده اكثراً مخلوط هاي هيدروكربني هستند كه قيمت بسيار پاييني نسبت به حلال هاي ديگر دارند. بسته به توليد كنندگان موجود در كشور نيز ممكن است برخي حلال هاي الكلي، استري يا آروماتيك نيز جزء حلال هاي ارزان قيمت باشد كه بتوان از آنها به عنوان رقيق كننده استفاده نمود. براي مثال در ايران به دليل توليد به وفور توسط پتروشيمي هاي كشور و كيفيت در حد استانداردهاي جهاني، قيمت بسيار مناسب در دسترس توليد كنندگان قرار ميگيرد؛ متانول خود حلال خيلي خوبي براي رزين هاي سنتزي نيست اما تا حدودي رزين نيتروسلولز را در خود حل مي كند پس مي توان به خوبي از متانول به عنوان حلال رقيق كننده استفاده نمود. همچنين متانول در مخلوط با حلال هاي آروماتيك و استري بخصوص تولوئن و متيل استات خاصيت حلاليت پنهان نيز نشان مي دهد. لذا در تينر هاي نيتروسلوز در ايران بخش اعظم تركيب را حلال متانول و پس از آن متيل استات و تولوئن تشكيل مي دهد.

حلال هاي صنعت رنگ و رزين “بر اساس تركيب شيميايي” به سه دسته عمده تقسيم بندي مي شوند؛

حلال هاي صنعت رنگ و رزين بر اساس تركيب شيميايي در سه دسته بندی حلال های هیدروکربنی، حلال های اکسیژنه و سایر حلال ها تقسيم بندي شده اند که در ادامه توضیح داده خواهند شد.

دسته اول) حلال های هیدروکربنی؛

اين نوع حلال ها ملكولهايي حاوي تنها كربن و هيدروژن دارند. تقريباً كليه حلال هاي هيدروكربني از منابع نفتي بدست مي آيد. بيشتر آنها از تقطير مستقيم نفت خام و برخي نيز از فرايند هاي پالايشي بدست مي آيد پس بطور معمول يك تركيب خالص نبوده و مخلوطي از حلال هاي آلي در بازه ي خاصي از خواص فيزيكي و شيميايي است كه بسته به خوراك توليد ممكن است خواص متفاوتي داشته باشد. حلال هاي هيدروكربني حلال خوبي براي رزين هاي طبيعي همچون روغنهاي خشك شونده، وارنيش، آلكيد، آسفالت، روزين و رزين هاي نفتي هستند اما برعكس آن حلال خوبي براي رزين هاي سنتزي همچون وينيل ها، اپوكسي ها، اورتان ها، اكريليك ها و نيتروسلولز نيست. حلالهاي هيدرو كربني به طور عمده جهت رقيق سازي مخلوط حلال در رنگ جهت كنترل قيمت استفاده مي شود. مهمترين خواص حلال هاي هيدروكربني دانسيته نسبتاً پايين و غير محلول بودن آنها در آب است. حلالهاي هيدروكربني را مي توان به چهار دسته آليفاتيك، آروماتيك، نفتنيك و ترپن تقسيم كرد.

  الف-هيدروكربنهاي آليفاتيك-پارافيني

اكثر حلال هاي آليفاتيك تحت فرايند تقطير جزء به جزء از نفت خام جدا شده و سپس تحت فرايند هاي سولفورزدايي،‌آبگيري و تثبيت رنگ قرار مي گيرند. تركيبات آليفاتيك يا پارافيني را اصطلاحاً تركيب سير شده مي نامند كه در ملكول خود پيوند هاي دوگانه يا سه گانه اصطلاحاً سير نشده ندارند. مشخصه اين تركيبات بو ، قدرت حلاليت ، دانسيته و قيمت نسبتاً پايين است. اين نوع حلال ها بخصوص حلال هاي غير خالص با دامنه تقطير جهت رقيق سازي مخلوط حلال ها جهت كاهش قيمت استفاده مي شود. اين نوع حلال ها در برخي كاربرد ها بخصوص در سنتز برخي رزين ها بدليل عدم نفوذ در پليمر(بدليل حلاليت كم) استفاده مي شود. برخي حلال هاي هيدروكربني آليفاتيك خالص همچون هگزان و هپتان همچنين در توليد رنگهايي كه سريع خشك مي شوند استفاده مي شود و كاربرد هاي ديگري نيز در صنايع غذايي، دارويي و پتروشيميايي دارند. مهمترين حلال تركيبي آليفاتيك وايت اسپيريت است كه در ايران با دو گريد مختلف تحت نام هاي حلال ۴۰۲ تقطيري و نفت بي بو توليد مي شود كه دامنه تقطير ۱۴۰ تا ۲۰۰ براي حلال ۴۰۲ و ۱۶۰ تا ۲۴۰ براي نفت بي بو مرسوم است.

ب-هيدروكربنهاي آروماتيك

حلال هاي آروماتيك كه تركيبات حلقوي سير نشده هستند هم از نفت خام توليد مي شوند. با اين تفاوت كه پس از جداسازي دامنه تقطير مناسب از نفت خام فرايند هاي بيشتري براي بدست آوردن حلال بايد انجام شود. دامنه تقطير جدا شده از نفت خام از رآكتور هاي ريفورم كاتاليزوري عبور كرده تا تركيبات خطي سير نشده را به تركيبات حلقوي تبديل كرده كه پس از آن تحت فرايند دي هيدروژنه كردن تبديل به تركيبات حلقوي سير نشده مي شوند. اين تركيبات سپس با تقطير تبديل به مواد آروماتيك خالص يا تركيبي مي شوند. خصوصيات عمومي اين حلال ها حلاليت قوي، دانسيته بالا، بوي زياد و قيمت بيشتر از حلال هاي آليفاتيك است. چهار نوع حلال آروماتيك در توليد رنگ ورزين استفاده مي شود؛ تولوئن، مخلوط زايلن، حلال ۴۰۲ و حلال ۴۰۳ پالايشگاهي.

ب-۱- تولوئن

تولوئن يا متيل بنزن بعد از بنزن سبك ترين حلال آروماتيك است كه به سرعت تبخير شده و در بسياري از پوشش دهنده هاي صنعتي، تينر هاي نيتروسلولز، اكريليك و آلكيدي و همچنين در اسپري هاي رنگ استفاده مي شود.

ب-۲- مخلوط زايلن

مخلوط زايلن از سه ايزومر متا، پارا و اورتو زايلن به همراه مقدار كمي اتيل بنزن تشكيل شده است كه بسته به توليد كننده تركيب درصد متفاوتي خواهد داشت. مخلوط زايلن حلال بسيار پركاربرد پوشش دهنده هاي صنعتي است كه نرخ تبخير متوسط دارد.

ب-۳- حلال ۴۰۳

حلال ۴۰۳ يا اصطلاحاً آروماتيك پايين نيز همچون حلال ۴۰۲ در ايران توليد مي شود و دامنه تقطير ۱۵۰-۲۰۰ دارد. اين حلال به طور عمده از ۳۵ تا ۴۵ درصد آروماتيك دارد كه به طور عمده از تركيبات شيميايي با حداقل ۱۰ اتم كربن C10 تشكيل شده است. اين حلال به دليل قيمت مناسب و همچنين درصد آروماتيك بالا به عنوان حلال بسياري از پوشش دهنده هاي رزين صنعتي و مخلوط قابل استفاده است. حلال ۴۰۲ و ۴۰۳ هر دو در پوشش دهنده هاي كوره اي نيز به دليل دير تبخير بودن استفاده مي شود.

ب-۴- حلال ۴۰۲

حلال ۴۰۲ در ايران توسط پالايشگاههاي اصفهان، تهران، تبريز و … و همچنين ميني ريفاينري هاي خصوصي توليد مي شود كه دامنه تقطير ۱۴۰ تا ۲۰۰ درجه سانتيگراد دارد و حاوي ۲۰ تا ۳۵ درصد مواد آروماتيك است. به اين حلال اصطلاحاً آروماتيك پايين گفته مي شود كه به طور عمده از تركيبات شيميايي با حداقل ۹ كربن C9 تشكيل شده است. اين حلال به دليل قيمت بسيار پايين در مقايسه با تولوئن و زايلن به عنوان رقيق كننده در بسياري از پوشش دهنده هاي صنعتي بخصوص رنگهاي آلكيدي، روغني و دير خشك شونده استفاده مي شود. نرخ تبخير اين حلال به دليل دامنه دار بودن تقطير آن داراي دو بخش سريع تبخير و كند تبخير است. قسمت سريع تبخير به حفظ فرم لايه پليمري رنگ يا پوشش دهنده كمك ميكند كه حاصل آن امكان پوشش دهي سطوح عمودي است و سپس قسمت دير كند آن به پوشش دهنده اجازه چسبندگي مناسب و استحكام لايه مي دهد.

ج) هيدروكربنهاي نفتنيك

در واقع تركيبات حلقوي سير شده هستند كه معمولاً در تركيبات آليفاتيك و آروماتيك بصورت جزئي حضور دارند. اين تركيبات از نظر بو، حلاليت و دانسيته مابين آروماتيك و آليفاتيك قرار ميگيرند. اين نوع حلال ها بصورت خالص در مقياس هاي صنعتي به ندرت توليد مي شوند و تنها مثال تجاري آن ماده سيكلوهگزان است كه نه به عنوان حلال بلكه به عنوان ماده مياني در توليد نايلون، پلاستيسايزر و پلي اورتان، پلي استر و رزين اپوكسي استفاده مي شود.

د-هيدروكربن هاي ترپني

حلال هاي ترپني به طور عمده از درخت كاج استخراج مي شود كه از قديمي ترين حلال هاي استفاده شده در پوشش دهنده ها هستند. در حال حاضر اين نوع حلال بسيار كم به صورت تجاري استفاده مي شود.

دسته دوم) حلال های اکسیژنه؛

حلال هايي هستند كه در تركيب شيميايي خود غير از كربن و هيدروژن اتم اكسيژن نيز دارند. بر عكس حلال هاي هيدروكربني اين نوع حلال ها بصورت مستقيم از نفت توليد نمي شوند و عمدتاًٌ سنتزي هستند.لذا اين حلال ها قيمت نسبتاً بالاتري از حلال هاي هيدروكربني دارند. همچنين اين حلال هاي بطور عمده بصورت خالص عرضه مي شوند و معمولاً تركيبي از حلال هاي آلي نيستند(به غير از آزئوتروپهاي پر كاربرد مثل متانول-متيل استات و اتانول ۹۶%). حلال هاي اكسيژنه همچنين قدرت حلاليت بسيار بالاتري در رزين هاي سنتزي دارند و به عنوان حلال فعال در توليد پوشش دهنده هاي صنعتي استفاده مي شود. چهار دسته حلال اكسيژنه وجود دارد؛ كتونها، استر ها، گلايكول اتر ها و الكلها

الف) كتونها

حلال هاي كتوني همگي يك گروه عاملي كربونيل كه در واقع يك پيوند دوگانه بين كربن و اكسيژن است در ملكول خود دارند. اين گروه عاملي كتوني قدرت حلاليت بسيار بالايي به اين حلال ها مي دهد كه طيف وسيعي از قدرت تبخيرهاي مختلف را حاصل مي كند از استون كه بسيار فرار است تا ماده ايزوفورون كه بسيار كند تبخير است. كتونها همچنين بوي بسيار تند و قوي دارند و بدليل خلوص بالا  دامنه تقطير كوچكي دارند پس مي توان بصورت دقيق نرخ تبخير آنهارا محاسبه نمود. در بين حلال هاي كتوني استون به عنوان فرارترين و پركاربرد ترين كتون شناخته شده است كه به دليل تبخير بالا در آيروسولها و پوششهاي اسپري سريع خشك شونده استفاده مي شود. متيل اتيل كتون يا MEK‌و متيل ايزوبوتيل كتون MIBK نيز از حلال هاي كتوني تجاري هستند كه همگي به عنوان حلال موثره در تينر هاي فوري و رنگهاي پايه رزين سنتزي استفاده مي شود.

ب) حلال های استری

مدلهاي محتلف استرها شامل آلكيل استرها، پروپيوناتها و گلايكول اترها مي شود. انواع ديگر استرها همچون پلاستيسايزرهاي جهت استفاده در كاربردهاي غير از حلال توليد مي شود. آلكيل استر ها دامنه وسيعي از فراريت ها را پوشش مي دهند و گلايكول اتر استات ها همچنين حلال هاي استري با فراريت كم هستند كه به عنوان ريتاردر در تينر هاي نيتروسلولز و به عنوان منعقد كننده در رنگهاي لاتكس استفاده مي شود. استر ها حلاليت قوي اما كمي كمتر از كتونهاي مشابه و بوي شيرين و مطلوب دارند. حلال هاي استري در گريد هاي مختلف و بصورت تجاري در ايران به ميزان مناسب توليد مي شود. پر كاربرد ترين حلالهاي استري متيل استات، اتيل استات و بوتيل استات است كه به ترتيب فراريت بسيار بالا، خوب و متوسط دارند.

ج) الكل ها

الكلها با مشخصه يك گروه عاملي هيدروكسيل شناخته مي شوند. گروه عاملي هيدروكسيل يا OH- تا حدودي مجوب آبدوستي الكلها مي شود به طوريكه الكلهاي سبك همچون متانول، اتانول و ايزوپروپيل الكل به طور كامل در آب محلول و الكلهاي كمي سنگين تر به طور جزئي در آب محلول هستند. الكلها حلال هاي بسيار ضعيف رزين هاي سنتزي هستند اما استثناً اتانول حلال برخي رزين ها مثل شلاك، پلي وينيل استات، پلي وينيل بوتيرات، فنليك رزين و رزين هاي طبيعي است و متانول به مقدار كمي حلال نيتروسلولز هم هست. كاربرد الكلها در صنعت رنگ و رزين بيشتر بصورت هم حلالي و رقيق كننده در تينر هاي نيتروسلولز، ملامين-فورمالدهايد، فورمالدهيد اوره و برخي رزين هاي آلكيدي است. همچنين الكلها براي توليد برخي حلال هاي بسيار پركاربرد كتوني مانند استون يا استرها همچون اتيل استات، متيل استات و بوتيل استات به عنوان واكنش گر استفاده مي شود. متانول سبك ترين الكلهاست كه با توجه به حلاليت جزئي نيتروسلولز در آن در تينر هاي نيتروسلولز(تينر فوري) قابل استفاده است اما با توجه به سمي بودن اين حلال ايزوپروپيل الكل و اتانول در حال جايگزيني متانول هستند. اتانول با توجه به منبع توليد غير نفتي خود(توليد بيولوژيك) قيمت مناسب و منبع تجديد پذير دارد لذا استفاده از آن صرفه دارد با اين حال به دليل شناخته شدن اتانول به عنوان ماده مخدر در ايران و تعدد مجوزهاي لازم براي تهيه اين حلال، بسياري از توليد كنندگان به ايزوپروپيل الكل روي آورده اند كه بطور معمول در دو گريد فرش Fresh و ريكاوري در بازار در دسترس است.

د) حلال هاي گلايكول اتر

گلايكول اتر ها موادي هستند كه در ملكول خود هم گروههاي عاملي اتري و هم گروه عاملي هيدروكسيلي يا الكلي دارند. اتيلن گلايكول اترها كه از اتيلن اكسايد و الكل هاي مختلف توليد مي شود، به صورت گسترده در صنعت رنگ و پوشش دهنده ها استفاده مي شود. اخيراً با توجه به مشخص شدن مضرات اتيلن گلايكول اترها براي سلامتي، پروپيلن گلايكول اتر ها كه از پروپيلن اكسايد و الكلها توليد شده است در حال جايگزيني است. گلايكول اترها به دليل بوي كم، حلاليت قوي، حلاليت بالا در آب، فلش پوينت بالا و در عين حال نرخ تبخير بسيار كم كاربردهاي فراواني دارد. در لاك و تينر هاي لاكي از اين مواد در مقادري بسيار كم به عنوان ريتاردر استفاده مي شود. همچنين به دليل حلال بودن در آب و در حلال هاي ديگر استفاده از اين مواد باعث كاهش كدر شدن در اثر حضور آب مي شود.

دسته سوم) حلال های دیگر؛

اين حلال هاي ممكن است در تركيب خود اتمهاي اكسيژن، هيدروژن، نيتروژن و كربن يا هالوژن مانند كلر داشته باشند.

الف) هيدروكربنهاي كلر دار

طبيعتاً اين نوع حلال ها در مولكول خود اتم كلر دارند كه باعث ايجاد مشخصه هاي جالبي همچون غير اشتعال آور بودن و دانسيته بالا را حاصل مي گردد. متيلن كلرايد كه به دليل حلاليت بسيار بالا به عنوان ماده اصلي رنگ زداها استفاده مي شود سبك ترين نوع هيدروكربن كلردار است.

ب) حلال هاي نيتروژن دار

حلال هايي كه در مولكول خود حاوي نيتروژن هستند شامل نيتروپارافين ها و حلال NMP است. در حال حاضر چهار حلال نيتروپارافيني بصورت تجاري توليد مي شوند؛ نيترومتان، نيترواتان، ۱-نيتروپروپان، ۲-نيتروپروپان

حلال NMP به طور خاص حلال بسيار قوي با فلش پوينت بالا و حلال در آب است كه سميت كمي دارد و زيست تخريب پذير است. اين حلال در رنگ زداها، پوشش دهنده هاي پايه آب و مركب چاپ استفاده مي شود.

انتخاب حلال مناسب در  صنعت رنگ و رزين با در نظر گرفتن امكان بازيافت مخلوط حلال؛

امروزه با بهره وري از تكنولوژي هاي متعدد جداسازي حلا لهاي آلي از يكديگر و از ناخالصي هاي ديگر گستره وسيعي از مخلوط هاي ضايعاتي حلال هاي آلي را مي توان جهت استفاده مجدد بازيافت نمود. بسته به كاربرد مخلوط حلالها نوع ضايعات ايجاد شده نيز متفاوت خواهد بود. براي تصميم اينكه چه مخلوطي از حلال هاي آلي را براي مصرف خود انتخاب كنيم بايد عوامل زيادي را از جمله محيط زيست، ايمني كاركنان، اشتعال آور بودن، قيمت و دسترسي مناسب و همچنين امكان بازيافت حلال را بررسي نمود. در برخي كاربردها بازيافت باعث نمي شود كه حلال به گريدي برسد كه مجدد در همان كاربرد استفاده گردد و بايد براي كاربردي ديگر فرموله شود. از نظر امكان بازيافت تقريباً كليه حلالهاي آلي قابل بازيافت هستند اما با در نظر گرفتن برخي نكات مي توان هزينه كمتري براي بازيافت پرداخت نمود، محصول بازيافت شده بهتري بدست آورد و ارزش افزوده بيشتر ايجاد كرد. در هزينه بازيافت حلال هاي آلي عوامل ذيل دخيل هستند؛

1-وجود آب در مخلوط حلال

در حالتي كه حلالها براي شست و شوي پاتيل ها يا تجهيزات و خطوط توليد استفاده شود معمولا به غير از مواد نافرار مقدار كمي آب نيز در ضايعات، بصورت سوسپانسيون در مخلوط هاي هيدروكربني-استري و بصورت دو فاز شده در مخلوط هاي هيدروكربني-روغني و بصورت حل شده در تينر هاي نيتروسلولز كه عموماً الكل و استر است موجود است. لذا عموماً به غير از فرايند جداسازي حلال ها از مواد نافرار فرايند آبگيري نيز بايد انجام گردد. در فرايند هاي توليد بسياري از رزين ها نيز آب يا بصورت جذب از اتمسفر يا به عنوان محصول جانبي در حلال ضايعاتي حضور خواهد داشت. جداسازي آب از مخلوط هاي هيدروكربني نياز به فرايند هاي جذب و استخراج دارد كه در صورت حضور مواد نافرار در مخلوط باعث كاهش راندمان فرايند تقطير نيز مي شود. در جداسازي آب از مخلوط حلال هاي قطبي بايد از تكنولوژي هاي جذب يا تراوش تبخيري استفاده نمود كه به دليل تكنولوژي و قيمت بالاي تجهيزات، خدمات گران قيمتي هستند لذا در صورتي كه در فرايند توليد يا شست و شو آب حضور دارد اگر بتوان از مخلوط حلال هاي كمتر قطبي استفاده نمود كه آب پس از فرايند بصورت گرانشي جدا شود هزينه بازيافت كمتر خواهد بود.

2-ميزان ناخالصي هاي غير فرار

حضور ناخالصي هاي غير فرار نه تنها موجب كاهش راندمان تقطير مي شود بلكه ممكن است باعث گير افتادن مقداري از حلال هاي سنگين در ناخالصي هاي غير فرار شود. مخلوط هايي كه كمتر از ۱۰ درصد ناخالصي غير فرار دارند را مي توان بصورت پيوسته توسط تبخير كننده هاي تك مرحله اي تقطير نمود اما در صورت وجود ناخالصي زياد بايد از تبخير كننده هاي لايه نازك استفاده نمود. ميزان ناخالصي هاي فرار تعيين كننده ميزان بازگشت حلال تصفيه شده، كيفيت محصول و همچنين قيمت خدمات بازيافت است لذا در صورتي كه بتوان حلال را با تركيب درصد كمتر از ۱۰ درصد مواد نافرار بازيافت نمود، هزينه كمتر و راندمان بالاتري حاصل خواهد شد.

3-وجود آزئوتروپ بين حلال ها در مخلوط

در برخي كاربردها حلال هاي مختلف حين فرايند به يكديگر جهت تنظيم ويسكوزيته يا حلاليت به يكديگر اضافه مي شوند كه در صورتي كه پس از بازيافت بصورت مخلوط باقي بمانند، قابل استفاده مجدد نخواهند بود. لذا جهت استفاده مجدد يا فروش با ارزش افزوده بالاتر حلال ها بايد از يكديگر جدا شوند. در صورتي كه بين دو يا چند حلال آزئوتروپ تشكيل شود جداسازي با تقطير جزء به جزء امكان پذير نخواهد بود و بايد از تكنولوژي استخراج حلالي يا جذب استفاده نمود كه بر هزينه هاي بازيافت مي افزايد.

4-وجود مواد با دامنه تقطير بسيار متفاوت

در بازيافت حلال هاي آلي حاوي ناخالصي هاي غير فرار مانند رنگ، رزين، خاك، گريس و روغن، قير و … به طور معمول از تقطير ناپيوسته استفاده مي شود كه براي بازيافت مواد سبك از تقطير اتمسفريك و براي تقطير حلال هاي سنگين تر از تقطير تحت خلاء استفاده مي شود. در صورتي كه دامنه تقطير تركيب حلال به گونه اي باشد كه بخشي از حلال تحت فشار اتمسفريك و بخشي تحت خلاء قابل انجام باشد هزينه بازيافت افزايش مي يابد و احتمال ضايعه شدن بخش سنگين حلال خواهد بود. بر فرض مثال تقطير حلال ۴۰۲ يا ۴۰۳ با وجود دامنه تقطير در حدود ۱۴۰ تا ۲۲۰ درجه سانتيگراد را مي توان يا بصورت اتمسفريك كامل با استفاده از تبخير كننده لايه نازك با روغن داغ يا تبخير كننده معمولي تحت وكيوم با بخار تحت فشار ۵ بار تقطير نمود اما مخلوط ميعانات گازي سبك پالايشگاه ايلام به دليل محدوده تقطير از حدوداً ۴۰ درجه سانتيگراد تا ۳۸۰ درجه سانتيگراد مي بايست بخشي از فرايند با تقطير اتمسفريك تا محدوده ۱۵۰ درجه سانتيگراد انجام شود، در مرحله بعد تقطير تحت وكيوم تا ۳۸۰ درجه و سپس محصولات تركيب شوند. در توليد تينر هاي شست و شو در نظر گرفتن اين موضوع مي تواند در كاهش هزينه هاي بازيافت كمك شاياني كند لذا فرضاً در توليد تينري كه براي شست و شوي پاتيل رنگ ساختماني توليد مي شود نبايد از مخلوط فرضاً متانول با حلال ۴۰۲ استفاده كرد چرا كه هم متانول باعث ايجاد سوسپانسيون پايدار آب در هيدروكربن شده هم در صورت افزايش آب باعث جداشدن متانول از مخلوط و ضايع شدن آن مي شود و هم اينكه باعث انتقال دامنه تقطير تحت وكيوم حلال ۴۰۲ به دامنه اتمسفريك مي شود به طوريكه ابتدا بايد تقطير اتمسفريك و سپس تقطير تحت وكيوم انجام گردد كه براي سيستم هاي پيوسته تقريباً غير ممكن است.